گاهی وسط نوشتن، آن هم بیشتر نوشتنهایی درباره خودمان شامل نوشتن درباره احساسات، عواطف، تجربیات و... ناگهان این فکر از جایی نامعلوم بالا میآید: «خب که چی؟ اصلاً این نوشتنها چه فایدهای داره؟» نه مخاطبی هست که منتظر این متن باشد، نه پولی قرار است از دلش دربیاید، نه حتی تضمینی که بعداً دوباره به آن برگردم. فقط منم و یک فایل نیمهتمام، چند جملهی ناتمام و این وسوسهی قدیمی که میگوید: «اگر قرار نیست دیده شود، چرا نوشته شود؟»
- ۱ نظر
- ۰۱ بهمن ۰۴ ، ۱۵:۰۰








