یادداشت‌های مسعود شکری

سلام خوش آمدید

۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تفکر انتقادی» ثبت شده است

سه مهارت‌ مهم در عصر هوش مصنوعی

چند وقت پیش، وسط کار، یک لحظه مکث کردم و از خودم پرسیدم: اگر هوش مصنوعی می‌تواند بنویسد، تحلیل کند، ایده بدهد، کد بزند و حتی شبیه من فکر کند، نقش من دقیقاً چیست؟ احساسش شبیه این است که ببینی زمین بازی عوض شده، اما هنوز داری با قوانین قبلی بازی می‌کنی. سؤال اصلی دیگر این نیست که هوش مصنوعی چه کارهایی بلد است؟ سؤال مهم‌تر این است که در دنیایی که AI همه‌چیز بلد است، من باید چه چیزی بلد باشم؟

خلاصه نویسی انسانی یا ماشینی |  نبرد سرعت و معنا در عصر هوش مصنوعی

در دوران تحصیل احتمالا خودتان به خلاصه نویسی دروس و جزوه ها پرداخته اید و یا از خلاصه های دیگران استفاده کرده اید؛ یا اگر اهل مطالعه باشید، پس از مطالعه برای اینکه نخواهید دوباره به اصل کتاب مراجعه کنید و مطالب مهم یادتان نرود، احتمالا از خلاصه نویسی استفاده کرده اید. حالا در عصر هوش مصنوعی آیا هنوز هم خودتان خلاصه می کنید؟؟؟

هوش مصنوعی رایگان؛ هدیه یا معامله؟

اخیراً عده‌ای در شبکه‌های اجتماعی مطالبی را درباره اینکه چرا ابزارهای هوش مصنوعی به طور رایگان و با این وسعت در اختیار ما گذاشته می‌شود، مطالبی نوشته‌اند. حتی برخی از آنها ادعا کرده‌اند که این پاسخ‌ها توسط خود هوش مصنوعی داده شده است. آیا برای شما هم تاکنون سوال بوده که این همه قابلیت و این همه راحتی با ابزارهای جدید هوش مصنوعی چرا باید رایگان باشد؟ در این یادداشت به طور کامل به این موضوع پرداخته خواهد شد.

اسکرول بی‌پایان، تمرکز ناپایدار: روایت علمی یک عادت روزمره

امروز چقدر از وقت خود را صرف اسکرول کردن ویدوئوهای کوتاه یک دقیقه‌ای صرف کردید؟ اصلاً آیا همان یک دقیقه را هم تا انتها دیدید یا سریع به سراغ ویدئوی بعدی رفتید؟

خطر سوادِ سطحی؛ از دانستن تا فهمیدن

در جهان امروز، ما بیش از هر زمان دیگری به دانش دسترسی داریم — اما به طور متناقض، کمتر از هر زمان دیگری می‌فهمیم. در چند ثانیه می‌توانیم از هوش مصنوعی بخواهیم هر مقاله، کتاب یا نظریه‌ای را برایمان خلاصه کند. اما پرسش بنیادین این است: آیا دانستن سریع، ما را دانا‌تر می‌کند؟ یا صرفاً سطحی‌تر، شتاب‌زده‌تر و وابسته‌تر به ابزار؟

وقتی هوش مصنوعی شکل اندیشه را تغییر می‌دهد

هوش مصنوعی آرام‌آرام شکل فکر کردن ما را تغییر می‌دهد. پیش‌تر گفت‌وگوهای انسانی با ریتمی طبیعی همراه بود؛ با مکث‌ها، تردیدها و مسیرهای پرپیچ‌وخم تا به نتیجه برسیم. اما وقتی با هوش مصنوعی روبه‌رو می‌شویم، همه‌چیز متفاوت است. ماشین خسته نمی‌شود، رشته‌ی سخن را گم نمی‌کند و پاسخ‌ها را سریع و کامل ارائه می‌دهد. همین باعث می‌شود ما هم ناخودآگاه سرعت خود را بالا ببریم و تصمیم‌هایمان را زودتر بگیریم، حتی اگر هنوز فرصت کافی برای اندیشیدن نداشته باشیم.

هنر "ندانستن" چیزهای بی‌ارزش

دانستن، یکی از ارزشمندترین ابزارهای انسان است. با دانش است که می‌توانیم تصمیم‌های آگاهانه بگیریم، جهان اطرافمان را بهتر درک کنیم و مسیر زندگی‌مان را روشن‌تر کنیم. اما دانستن فقط جمع‌آوری اطلاعات نیست. وقتی اطلاعات بدون نظم و انتخاب به ذهن ما هجوم می‌آورند، گاهی همین دانش، ما را گمراه می‌کند و اصلا به طور دقیق‌تر باید بگوییم که با جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات، دانشی کسب نکرده‌ایم؛ فقط توهم دانایی و دانش خواهیم داشت.

تصویرِ بی‌روح | تأملی بر عکس واقعی و تصویر هوش مصنوعی

در نگاه اول، شاید تفاوت میان عکسی که با دوربین گوشی قدیمی گرفته شده با تصویری که توسط هوش مصنوعی ساخته شده، در وضوح، دقت و زیبایی باشد. اما واقعیت این است که فاصله‌ی این دو، فقط «فناورانه» نیست — بلکه فلسفی، احساسی و وجودی است.
یکی حاصلِ تجربه است و دیگری محصول محاسبه. یکی از دل می‌آید، دیگری از داده و پرامپت.

اینجا نور بهتر است | ضرورت تفکر سیستمی

حکایتی قدیمی از ملا نصرالدین هست که تقریباً همه شنیده‌ایم:
روزی او زیر تیر چراغ برق، در کوچه‌ای، با اضطراب دنبال چیزی می‌گشت. همسایه‌ای از راه رسید و پرسید:
«ملا، دنبال چه می‌گردی؟»
گفت: «کلیدهایم را گم کرده‌ام.»
همسایه که دلش سوخته بود، خم شد و با او به جست‌وجو پرداخت. پس از مدتی گفت:
«مطمئنی کلیدهایت را همین‌جا گم کرده‌ای؟»

عطش هوش مصنوعی

این روزها کمتر کسی را می‌بینی که از هوش مصنوعی حرف نزند. همه دنبال ابزارهای جدیدند، هر روز اسم یک سایت تازه می‌آید، هر هفته یک اپلیکیشن یا “جدید” معرفی می‌شود و ما هم با ذوق، عضو ده‌ها کانال و صفحه و یوتیوب و گروه می‌شویم تا از قافله جا نمانیم. هر آموزشی را ذخیره می‌کنیم، هر ویدئویی را تا نصفه می‌بینیم و به خودمان می‌گوییم: «یه روزی می‌شینم همه‌شونو یاد می‌گیرم». اما آن روز معمولاً هیچ‌وقت نمی‌رسد.

یادداشت‌های مسعود شکری