یادداشت‌های مسعود شکری

سلام خوش آمدید
ذهن تفسیرگر یا ذهن توصیف‌گر

ذهن تفسیرگر یا ذهن توصیف‌گر

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۰۵ ب.ظ

در بسیاری از موقعیت‌های روزمره، واکنش طبیعی ما به اتفاقات، نه بر پایه‌ی واقعیت توصیفی، بلکه بر اساس تفسیر ذهنی است. ما به‌جای آن‌که فقط آنچه رخ داده را مشاهده و ثبت کنیم، معمولاً به‌سرعت برای آن معنا، انگیزه، یا قضاوت می‌سازیم؛ و این‌گونه ذهن‌مان را با داستان‌هایی پر می‌کنیم که الزاماً واقعی نیستند. اینگونه فقط خودمان را اذیت می‌کنیم و در بیرون اتفاق تازه‌ای رخ نمی‌دهد پس بهتر است درون ذهن‌مان را اصلاح کنیم.

 🔍 چند مثال ساده اما آشنا:

- به همکاری سلام می‌کنیم، او بدون پاسخ از کنارمان عبور می‌کند. ذهن بلافاصله شروع به تفسیر می‌کند: «حتماً از من خوشش نمیاد»، «آدم بی‌ادبیه»، «لابد پشت سرم چیزی گفته شده!» در حالی که واقعیت می‌تواند ساده‌تر باشد: او صدای ما را نشنیده یا درگیر ذهنی خیلی زیادی داشته است. البته نمی‌خواهیم که خودمان و ذهن‌مان را گول بزنیم بلکه باید همه احتمالات را در نظر بگیریم.

  - به دوستی تماس می‌گیریم، جواب نمی‌دهد. ذهن شروع می‌کند: «دیگه براش مهم نیستم»، «بی‌معرفت شده»، «دیگه ما رو فراموش کرده» اما واقعیت می‌تواند چیزی مانند جلسه کاری، خواب یا بی‌شارژی گوشی باشد.

 - در یک جلسه، فردی مدام به گوشی خود نگاه می‌کند. تفسیر ذهنی ما: «به حرف من بی‌اهمیته»، «حوصله‌اش سر رفته». اما توصیف واقعیت فقط همین است که: «او چند بار به گوشی نگاه کرد».

 🎯تفاوت تفسیر با توصیف

- توصیف: بی‌طرفانه بیان کردن آنچه مشاهده کرده‌ایم. مثال: علی به من نگاه نکرد و بدون حرفی عبور کرد.

 - تفسیر: افزودن معنا، نیت یا احساس بر پایه‌ی ذهنیات خودمان. مثال: علی با من قهر کرده و نمی‌خواست حرفی بزند.

نتیجه این دو رویکرد این است که در ذهن توصیف‌گر فقط اتفاقی که افتاده در ذهن مرور می‌شود و دیگر بار معنایی به آن نمی‌دهیم و خودمان را اذیت نمی‌کنیم ولی در ذهن تفسیرگر آن بار معنایی و تفسیر ما از واقعیت به گونه‌ای در ذهن‌مان جا می‌گیرد که آن را مشغول کرده و مدام به مرور آن تفسیرها می‌پردازد و از «حال» بهره‌ای نمی‌برد.

 🛠️چگونه ذهن‌مان را از تفسیر به توصیف تربیت کنیم؟

اینکه ذهنی را که مدام به تفسیر کردن عادت کرده است، تغییر دهیم کار خیلی سختی است. اما با توجه و تمرین می‌توان این کار را انجام داد و از تفسیرگرایی به توصیف‌گرایی رسید.

 ✍️نوشتن اتفاقات به‌صورت توصیفی: تمرین روزانه‌ای داشته باشید که در آن اتفاقات روزمره را صرفاً توصیف کنید. مثلاً: «در جلسه، مدیر گفت: لطفاً مستندات کامل‌تر ارائه شود» نه: «مدیر از کار من ناراضی بود و قصد داشت من را تحقیر کند»

 🧘‍♀️تمرین حضور در لحظه : مدیتیشن و تمرینات ذهن‌آگاهی به ما کمک می‌کند تا بدون داوری، فقط «ببینیم»، «بشنویم» و «احساس کنیم» بدون اینکه معنایی به آن اضافه کنیم.

 ❓پرسیدن سؤال به‌جای نتیجه‌گیری: به‌جای گفتن «او با من مشکل دارد»، بپرسید: «آیا ممکن است دلیلی غیر از ناراحتی وجود داشته باشد؟»

 🎤گفت‌وگوی مستقیم: به‌جای قضاوت در ذهن، مستقیماً و محترمانه از طرف مقابل بپرسید: «دیروز صدات کردم ولی جوابی نشنیدم، حواست نبود یا مشغول بودی؟»

 🌱مزایای توصیف‌گر بودن ذهن

  • کاهش سوء‌تفاهم‌ها و تنش‌های ارتباطی
  •  افزایش آرامش ذهنی و کاهش اضطراب‌های بی‌پایه
  •  روابط شفاف‌تر و محترمانه‌تر
  •  افزایش دقت و آگاهی نسبت به واقعیت‌ها
  •  پرهیز از برچسب‌زنی و قضاوت ناعادلانه نسبت به خود و دیگران

📝 سخن آخر

ذهن ما در مسیر تفسیر و قضاوت، گاه بیش از آن‌که یاری‌مان کند، فریب‌مان می‌دهد. تمرین توصیف کردن، تمرینی است برای زندگی کردن در لحظه، دیدن واقعیت‌ها همان‌طور که هستند و ساختن روابطی شفاف‌تر و آرام‌تر.  یاد بگیریم قبل از اینکه نتیجه‌ بگیریم، ببینیم؛ قبل از اینکه قضاوت کنیم، درک کنیم. این تغییر کوچک، آغازگر تحولی بزرگ در کیفیت زندگی ماست.

 

نظرات (۱)

فقط ما ایرانی ها هستیم که خیلییی توصیف و برداشت میکنیم؟

تو محل کار جدیدم به شدت این موضوع حس میکنم که ادم مجبوره از رفتار ها و حرف ها برداشت های بیشتری داشته باشه انقدر که حرف زیاد میزنن و برخورد های عجیب غریب دارن

پاسخ:
بیشتر وقت‌ها با این برداشت ها و تفسیرها فقط خودمون رو اذیت می‌کنیم و در واقعیت چیزی عوض نمیشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
یادداشت‌های مسعود شکری