هنر "ندانستن" چیزهای بیارزش
دانستن، یکی از ارزشمندترین ابزارهای انسان است. با دانش است که میتوانیم تصمیمهای آگاهانه بگیریم، جهان اطرافمان را بهتر درک کنیم و مسیر زندگیمان را روشنتر کنیم. اما دانستن فقط جمعآوری اطلاعات نیست. وقتی اطلاعات بدون نظم و انتخاب به ذهن ما هجوم میآورند، گاهی همین دانش، ما را گمراه میکند و اصلا به طور دقیقتر باید بگوییم که با جمعآوری دادهها و اطلاعات، دانشی کسب نکردهایم؛ فقط توهم دانایی و دانش خواهیم داشت.
عصر انفجار اطلاعات
امروز در دنیایی زندگی میکنیم که اطلاعات بیوقفه به سمت ما جاری میشوند: خبرهای فوری، ویدیوهای کوتاه، پستها و ریلزهای شبکههای اجتماعی، پیامهای گروهی، تبلیغات بیپایان، تحلیلهای سطحی و حتی شایعات. ذهن ما هر روز با میلیونها داده درگیر است و ما باید انتخاب کنیم کدامیک ارزش وقت و توجه ما را دارد.
در این میان، مسئله مهم این است که همه چیز ارزش دانستن ندارد. برخی اطلاعات ممکن است جذاب باشند، اما نه مفید، نه الهامبخش و نه سازنده. دانستن این که چه چیزهایی بیفایده است، خود یکی از نشانههای پختگی است.
درس پختگی از ویلیام جیمز
ویلیام جیمز (1842–1910)، روانشناس و فیلسوف آمریکایی، یکی از پیشگامان روانشناسی مدرن بود. او معتقد بود زندگی موفق نه در داشتن دانش زیاد، بلکه در توانایی تشخیص و انتخاب دانش ارزشمند است. او میگوید:
"پختگی یعنی اینکه بدانیم چه چیزهایی ارزش دانستن ندارند."
این جمله کوتاه، اما عمیق، به ما یادآوری میکند که دانستن بیهدف، ذهن را پراکنده و زندگی را سطحی میکند.
مصادیق امروزی پختگی
در زندگی روزمره، این جمله بسیار ملموس است:
ساعتها گذراندن در شبکههای اجتماعی بدون نتیجه مثبت: ریلزها و پستهایی که فقط وقت ما را میگیرند و هیج ارزش افزودهای ندارند.
اخبار سطحی و شایعاتی که تنها ذهن ما را مشوش میکنند و اضطراب ایجاد میکنند.
کلیپها و محتواهای جنجالی یا زرد که توجه ما را جلب میکنند اما نه آموزشی هستند و نه الهامبخش.
تبلیغات بیپایان و اغواگرانه که ما را به خرید چیزهایی که نیازی نداریم ترغیب میکنند.
اطلاعات تکراری یا سطحی که وقت و انرژی ذهنی ما را هدر میدهند.
مثلا از 24 ساعته گذشته تاکنون چقدر از وقت خود را در اینستاگرام گذراندهاید و به مشاهده ریلزها و استوریها گذشته است؟ حال از خودتان بپرسید که کدام یک از آنها یادتان هست؟ چه تغییری در زندگی شما ایجاد کرد؟ اگر آنها را نمیدید چه تفاوتی با الان داشت؟ آن پستهایی که به نظرتان مفید بوده و ذخیره کردهاید، چه زمانی میخواهید آنها را بررسی کنید؟؟؟
اما در مقابل، دانستن چه چیزهایی ارزشمند است؟ مثالهای آن میتواند شامل خواندن کتابهای عمیق، مقالات علمی یا کاربردی، یادگیری مهارتهای جدید، تمرین تفکر انتقادی و دنبال کردن محتوایی باشد که ذهن و روح ما را تغذیه میکند و ما را به رشد فردی و اجتماعی نزدیکتر میسازد.
چگونه ذهنمان را تمرین دهیم؟
پختگی یعنی توانایی انتخاب آگاهانه اطلاعات و دادهها. میتوانیم این کار را با تمرینهای ساده شروع کنیم:
قبل از خواندن هر محتوا، از خود بپرسیم: آیا این اطلاعات به رشد من کمک میکند؟
زمان مشخصی برای شبکههای اجتماعی و اخبار تعیین کنیم و از غرق شدن در بیارزشها پرهیز کنیم.
فهرستی از منابع و موضوعات ارزشمند داشته باشیم و به جای پراکندگی، تمرکز کنیم.
ذهنمان را پاک کنیم و به خود اجازه دهیم گاهی ندانستن برخی چیزها را تجربه کنیم.
نکته پایانی
امروز، وقتی به شبکههای اجتماعی نگاه میکنیم، چه چیزهایی را دیدهایم که واقعاً ارزش دانستن داشتهاند؟ و چه چیزهایی را تنها به دلیل جذابیت ظاهری یا هیجان آن دیدهایم؟
پختگی یعنی تشخیص این تفاوت، انتخاب هوشمندانهی اطلاعات و آزاد کردن ذهن از انبوهی از دادههای بیارزش. شاید وقت آن رسیده که کمی توقف کنیم و با خودمان صادق باشیم: امروز چه چیزهایی را دیدیم که واقعاً ارزش دانستن نداشت؟
