سبک‌بار شوید تا به مقصد برسید. امیرالمومنین (علیه‌السلام)
وای بر کم فروشان

وای بر کم فروشان

سر کلاس بودیم. استاد کمی دیر به کلاس رسید. اول که خیلی عذرخواهی کرد و گفت که چه مشکلی برایش پیش آمده است. بعد هم آن چند دقیقه را جبران کرد. درسش هم به گونه‌ای بود که هر لحظه‌اش قابل استفاده بود. حتی خندیدن‌ها و مزاح کردن‌ها برای اینکه فضای کلاس شاداب باشد، همراه با حکمت و درس بود... در همان جلسه‌ای که کمی دیر رسیده بود، نکته‌ای از قرآن برایمان گفت که «وای بر کم فروشان...»... این آیات را که قبلا خوانده بودیم ولی فکر نمی‌کردیم که مصداق این آیات شاید خودمان هم باشیم... مگر ما تاجر، فروشنده یا کاسب هستیم که کم فروشی کنیم؟
خلاصه استاد برایمان توضیح داد و از آنجایی که معمولا درس تفسیر آیت الله جوادی آملی را به ما پیشنهاد می‌کرد، پس از درس به سایت ایشان مراجعه کردم و دیدم دقیقا همان مطالبی است که ایشان فرموده‌اند. لذا برای تذکر برای خودم هم که شده است، تصمیم به انتشار قسمت‌هایی از این بیانات را گرفتم که البته کمی تلخیص و بازنویسی شده است. و اما بعد:

 

وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) که از مکه به مدینه مهاجرت کردند، به یک سلسله کسبه کم‌فروش پربِخَر برخورد کردند، اینها کم‌فروشی‌شان از اینجا شروع می‌شد که پُرخریدن بود و کم‌فروختن، هنگام خرید کالا از روستاها که از صادراتشان بود، از مزرعه‌شان بود، از باغشان بود، این را با اکتیال با کیل‌های بزرگ می‌خریدند که اگر قدری اضافه باشد، محسوس نباشد. اما در هنگام فروختن با کیل‌های کوچک و همچنین با تراوز می‌فروختند و هم در آن اکتیال حقّ فروشنده را رعایت نمی‌کردند هم در این کیل و وزن حق خریدار را رعایت نمی‌کردند؛ لذا هم زیاد می‌گرفتند و هم کم می‌دادند. فرمود «ویل» به حال اینها که حق مردم را رعایت نمی‌کنند ﴿وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ﴾.
از سوی دیگر، فرمود این دین، دین جهانی است وقتی دین، دین جهانی شد حرفش باید جهانی باشد حرف جهانی اختصاص به کیل و وزن ندارد؛ لذا در سوره هود فرمود: ﴿لاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیَاءَهُمْ﴾ این ناس شامل شرق و غرب عالم «إلی یوم القیامة» می‌شود؛ کلمه‌ای جامع‌تر از «شیء» هم نداریم؛ پس یعنی هیچ چیزی از مردم را کم نگذارید؛
یعنی اگر کسی خواست سخنرانی بکند به هر حال وقت شنونده را تلف نکند، حتماً مطالعه کند. کسی خواست درس بخواند درس بگوید بحث بکند وقت آن جلسه را نباید هدر بدهد. یک استاد به حافظ خود تکیه کند برود رسائل بگوید، مکاسب بگوید یا بالاتر یا پایین‌تر، این درست نیست؛ این وقت مردم را گرفتن است؛ یا مسئولی بخواهد در جایی شرکت بکند گزارش بدهد، مکرّرات را بگوید این دیگر وقت مردم را گرفتن است، فرمود چیزی از مردم کم نگذارید. «بَخس»؛ یعنی کم کردن. مردم همه را شامل می‌شود در هر عصر و اشیاء همه چیز را شامل می‌شود؛
حالا یک کسی بنا شد گزارش بدهد نباید وقت مردم را تلف بکند، کسی بنا شد سخنرانی بکند نباید وقت مردم را تلف کند کسی بنا شد تدریس بکند نباید وقت شاگردها را تلف بکند. بی‌مطالعه حرف زدن، بی‌مطالعه درس گفتن، بی‌مطالعه گزارش دادن، تکرار مکرّرات کردن وقت مردم را تلف کردن منهی است، فرمود هیچ چیز مردم را کم نگذارید، این یک قانون اساسی است.
کلمه «مطفّف» فقط یک بار در قرآن ذکر شد آن هم در همین سوره است. «تطفیف» این است که انسان حق کسی را کم بگذارد، این گاهی در خرید و فروش است، گاهی در تدریس است، گاهی در پژوهش است، گاهی در تحقیقات پزشکی است، گاهی در تحقیقات داروسازی است...
اگر پزشکی فرصت کافی برای معاینه ندارد به هر اندازه‌ای که دید این بیماریِ بیمار را سهل بگیرد و با جان مردم بازی کند، این هم گرفتار تطفیف است. پژوهش‌ها همین طور است، تدریس اساتید این طور است، استادی که در حوزه یا دانشگاه بدون تحقیق قبلی، تدریس می‌کند گرفتار همین تطفیف است و اگر روزی فرصت نکرد تحقیق نهایی را به عمل بیاورد، روز بعد لااقل جبران بکند که گرفتار تطفیف نشود.
جامعه وقتی به مقصد می‌رسد که هیچ کسی در هیچ چیزی کم نگذارد. این ﴿وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ﴾ جزء «جوامع الکلم» است و آن کیل و وزن و مانند آن، جزء تمثیل مندرج در این قانون کلی‌اند نه تعیین و اینکه در خصوص سوره مبارکه «مطفّفین» نام کیل و وزن را بُرد برای اینکه محل ابتلای مردم مدینه بود.
غرض این است که ﴿وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ﴾ چیزی را کم نگذارید، این حکمت است؛ یعنی طبیبی که درست معاینه می‌کند درست دارو می‌نویسد حکیم است، کاسبی که درست پیمانه دارد درست وزن دارد کم و زیاد در کسب او نیست حکیم است؛ کسی که بنا شد نگهبانی بدهد و نمی‌خوابد او حکیم است، حکمت عملی دارد.

 

چند جمله‌ای هم من اضافه می‌کنم:

پس با این حساب...

خودرو فروشی که از کیفیت خودرو می‌زند و با قیمت بیشتری می‌فروشد،

کارمندی که دیر سر کار می‌رود و از کارش کم می‌گذارد و کار را طول می‌دهد،

مدیری که حق و حقوق کارمندانش را سر وقت نمی‌دهد و یا کم می‌دهد،

دانشجو و دانش‌آموزی که برای درس خواندن وقت نمی‌گذارد و کم این کار می‌گذارد،

مسئولی که پس از قبول کردن مسئولیت، آنطور که باید تلاش نمی‌کند،

و... همگی از کم‌فروشان هستند... چه بسا ما هم از اینها باشیم و جایی کم‌فروشی کرده باشیم...


۰ ۰ ۰ دیدگاه

دیدگاه‌ها

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

یادداشت‌های مسعود شکری
معرفی
آخرین مطلب
پربیننده ترین مطالب
پیوندها
بایگانی