۱ مطلب در تیر ۱۴۰۳ ثبت شده است

نگینی که نصف شد

نگینی که نصف شد

صبح زود به حجره‌اش رفت. آب و جارویی کرد و وسایل را مرتب کرد و مشغول کار شد. چیزی نگذشته بود که فرستاده‌ای از سمت درباره در حجره را زد و وارد شد. به یونس گفت که یکی از مقامات بالا نگینی داده که خیلی باارزش است و می‌خواهد برای همسرش انگشتری بسیار زیبا بسازی. نگین را به دست یونس داد. یونس نگاهی ظریف به آن انداخت. تاکنون شبیهش را ندیده بود. خیلی قیمتی بود. فرستاده به یونس گفت: 

ادامه مطلب
۰ ۰ ۰ دیدگاه


یادداشت‌های مسعود شکری
معرفی
آخرین مطلب
پربیننده ترین مطالب
پیوندها
بایگانی