یادداشت‌های مسعود شکری

سلام خوش آمدید

۱۳ مطلب با موضوع «نقادانه» ثبت شده است

هنر "ندانستن" چیزهای بی‌ارزش

دانستن، یکی از ارزشمندترین ابزارهای انسان است. با دانش است که می‌توانیم تصمیم‌های آگاهانه بگیریم، جهان اطرافمان را بهتر درک کنیم و مسیر زندگی‌مان را روشن‌تر کنیم. اما دانستن فقط جمع‌آوری اطلاعات نیست. وقتی اطلاعات بدون نظم و انتخاب به ذهن ما هجوم می‌آورند، گاهی همین دانش، ما را گمراه می‌کند و اصلا به طور دقیق‌تر باید بگوییم که با جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات، دانشی کسب نکرده‌ایم؛ فقط توهم دانایی و دانش خواهیم داشت.

بی‌نظمی دیجیتال | آشفتگی پنهانی که ذهن ما را خسته می‌کند

ما دیگر در دنیای دیجیتال «زندگی نمی‌کنیم»، بلکه در آن غرق شده‌ایم. هر روز چشم باز می‌کنیم و با سیلی از اعلان‌ها، پیام‌ها، فایل‌ها، لینک‌ها و نوتیفیکیشن‌ها روبه‌رو می‌شویم که از همه طرف فریاد می‌زنند: من را باز کن، من را بخوان، من را ذخیره کن! و ما، بی‌آنکه متوجه شویم، از صبح تا شب در حال شنا کردن در دریایی از داده‌ها هستیم، بدون نقشه، بدون قطب‌نما، بدون ساحل.

تصویرِ بی‌روح | تأملی بر عکس واقعی و تصویر هوش مصنوعی

در نگاه اول، شاید تفاوت میان عکسی که با دوربین گوشی قدیمی گرفته شده با تصویری که توسط هوش مصنوعی ساخته شده، در وضوح، دقت و زیبایی باشد. اما واقعیت این است که فاصله‌ی این دو، فقط «فناورانه» نیست — بلکه فلسفی، احساسی و وجودی است.
یکی حاصلِ تجربه است و دیگری محصول محاسبه. یکی از دل می‌آید، دیگری از داده و پرامپت.

اینجا نور بهتر است | ضرورت تفکر سیستمی

حکایتی قدیمی از ملا نصرالدین هست که تقریباً همه شنیده‌ایم:
روزی او زیر تیر چراغ برق، در کوچه‌ای، با اضطراب دنبال چیزی می‌گشت. همسایه‌ای از راه رسید و پرسید:
«ملا، دنبال چه می‌گردی؟»
گفت: «کلیدهایم را گم کرده‌ام.»
همسایه که دلش سوخته بود، خم شد و با او به جست‌وجو پرداخت. پس از مدتی گفت:
«مطمئنی کلیدهایت را همین‌جا گم کرده‌ای؟»

عطش هوش مصنوعی

این روزها کمتر کسی را می‌بینی که از هوش مصنوعی حرف نزند. همه دنبال ابزارهای جدیدند، هر روز اسم یک سایت تازه می‌آید، هر هفته یک اپلیکیشن یا “جدید” معرفی می‌شود و ما هم با ذوق، عضو ده‌ها کانال و صفحه و یوتیوب و گروه می‌شویم تا از قافله جا نمانیم. هر آموزشی را ذخیره می‌کنیم، هر ویدئویی را تا نصفه می‌بینیم و به خودمان می‌گوییم: «یه روزی می‌شینم همه‌شونو یاد می‌گیرم». اما آن روز معمولاً هیچ‌وقت نمی‌رسد.

لذت مشاهده طلوع و غروب آفتاب | گمشده عصر کنونی

آخرین باری که به تماشای طلوع یا غروب آفتاب نشسته‌اید کی بوده است؟ آیا از طلوع لذت بیشتری می‌برید یا از غروب؟ یا شاید زندگی روزمره‌ی شهری و مشغله‌های به‌ظاهر متمدنانه، فرصتی برای این لحظات ساده باقی نگذاشته است؟ شاید هم فکر می‌کنید تماشای آفتاب کاری عبث و بی‌فایده است و ترجیح می‌دهید همان زمان را به چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی و لایک کردن عکس‌ها و پست‌ها اختصاص دهید. 

  • ۰ نظر
  • ۲۶ شهریور ۰۴ ، ۰۹:۴۷
وبلاگ نویسی در عصر هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی چه فایده‌ای دارد؟

آیا هنوز وبلاگ‌نویسی در عصر هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی مفید است یا تاریخ انقضای آن گذشته است؟ اصلا وبلاگ‌نویسی و داشتن سایت شخصی در این زمانه که با پیچ‌های اینستاگرامی و اکانت‌های توئیتری و دیگر شبکه‌های اجتماعی مطلب‌های کوتاه می‌گذارند و مخاطب هم به آنها توجه خاصی ندارد، چه فایده‌ای دارد؟ 

  • ۰ نظر
  • ۲۸ مرداد ۰۴ ، ۱۰:۰۹
مطالعه کتاب و فراموشی آن | چه فایده‌ای دارد؟

حتما کتاب‌هایی در کتابخانه دارید که وقتی نگاهشان می‌کنید یادتان هست که آن را مطالعه کردید ولی هیچ مطلبی از آن را به خاطر ندارید! دلسرد نمی‌شوید؟ اگر قرار است وقت بگذارید و مطالعه کنید و بعد از چند وقت چیزی یادتان نباشد پس بهتر نیست مطالعه نکنید؟

  • ۰ نظر
  • ۲۳ مرداد ۰۴ ، ۱۳:۱۶
خرید تجربه به جای خرید کالا

آیا تاکنون با خود اندیشیده‌اید که چرا بسیاری از کالاهایی که زمانی برای خریدشان اشتیاق فراوان داشتید، امروز در گوشه‌ای از خانه بدون استفاده مانده‌اند؟ آیا پیش آمده که پیش از خرید یک وسیله‌ گمان کنید زندگی‌تان با داشتن آن دگرگون خواهد شد، اما تنها پس از مدت کوتاهی، لذت اولیه‌اش رنگ ببازد؟ چند بار پیش آمده که هزینه‌ی قابل‌توجهی صرف کالاهایی کرده‌اید که امروز نه شما را خوشحال می‌کنند و نه حتی یادتان می‌آید چرا آن‌ها را خریده‌اید؟

  • ۰ نظر
  • ۰۴ مرداد ۰۴ ، ۱۴:۰۱
وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی

در عصر حاضر، هوش مصنوعی به یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فناورانه بشر تبدیل شده است. این فناوری اکنون نه‌تنها در صنعت، پزشکی، آموزش، و حمل‌ونقل، بلکه در زندگی روزمره ما نیز حضور پررنگی دارد. یکی از برجسته‌ترین کاربردهای آن، تولید محتوا است؛ از نوشتن مقاله و تولید پست شبکه‌های اجتماعی گرفته تا خلق داستان، شعر و حتی ترجمه متون.

  • ۰ نظر
  • ۰۲ مرداد ۰۴ ، ۱۰:۱۰
یادداشت‌های مسعود شکری