از ظهر تا ساعت 19:30 سرکلاس بودم. خسته و کوفته به اتاق برمیگشتم که یادم آمد دوشنبه شبها استادمان (دکتر مرتضی جوانعلی آذر) از ساعت 20 تا 21 جلسه نهجالبلاغه خوانی دارند. از طرف دیگر، یکی از دوستان که ارشد نهجالبلاغه میخواند، دنبال موضوع برای پایان نامه بود، با خودم گفتم به جلسه دکتر بروم و هم از مطالب استفاده کنم و هم آن موضوع را مطرح کنم. دکتر سر ساعت آمد. ابتدا دو سه نفری بیشتر نبودیم. ولی دکتر گفتند یک نفر هم که بیاید برای من بس است و شروع کردند. تا بقیه برسند، اولین حکمتی که خواندند، حکمت 204 نهجالبلاغه بود. مضمون تفسیر استاد اینگونه بود:
- ۰ نظر
- ۲۵ دی ۰۱ ، ۰۸:۵۲
