یادداشت‌های مسعود شکری

سلام خوش آمدید
به نام حق

📢 دیباچه: در جهانی پر از صدا، نوشتن راهی است برای شنیدنِ اندیشه‌ها — اینجا، هر واژه تلاشی است برای نگاهی نو و فهمی عمیق!

موضوعات:

خلاقانه ⬅️ ایده‌ها، نوآوری‌ها و خلاقیت‌های کوچک برای زندگی شخصی، توسعه فردی و کسب‌وکار ترفندانه ⬅️ معرفی ابزارها، سایت‌ها، اپلیکیشن‌ها و روش‌هایی برای ساده‌تر و موثرتر کردن کار، یادگیری و زندگی
کتابخانه ⬅️ معرفی و خلاصه کاربردی کتب در حوزه‌های منتخب عکاس‌خانه ⬅️ دیدن دنیا از لنز دوربین من
تماشاخانه ⬅️ معرفی فیلم‌های درس‌آموز و مفید در حوزه توسعه فردی و کسب‌وکار خاطرات و سفرنامه ⬅️ روایت تجربه‌های شخصی، سفرها و مسیرهای زیسته
نقادانه ⬅️ نگاهی تحلیلی، پرسشگر و نقادانه به مسائل روز شاعرانه ⬅️ سیری در شعر و ادب و نکات ناب ادبیات فارسی (اشعار موردپسند)
مناجات‌نامه ⬅️ مناجات‌هایی الهام‌گرفته از ادعیه وارده، با نگاهی درونی و شخصی یادنامه ⬅️ معرفی شخصیت‌های اثرگذار، الهام‌بخش و محبوب
حدیث‌نامه ⬅️ گزیده‌ای از احادیث و روایت‌های مورد علاقه، همراه با تأملات و توضیحات کوتاه قصه‌نامه ⬅️ بازآفرینی تجربه‌ها، احساسات و خیال‌ها در قالب داستان‌ها و روایت‌های کوتاه
شاکرانه ⬅️ دیدن و نوشتن از نعمت‌هایی که داریم و کمتر به آن توجه می‌کنیم.  

در ادامه آخرین مطالب وبسایت نمایش داده می شود 🔽

ذهن تفسیرگر یا ذهن توصیف‌گر

در بسیاری از موقعیت‌های روزمره، واکنش طبیعی ما به اتفاقات، نه بر پایه‌ی واقعیت توصیفی، بلکه بر اساس تفسیر ذهنی است. ما به‌جای آن‌که فقط آنچه رخ داده را مشاهده و ثبت کنیم، معمولاً به‌سرعت برای آن معنا، انگیزه، یا قضاوت می‌سازیم؛ و این‌گونه ذهن‌مان را با داستان‌هایی پر می‌کنیم که الزاماً واقعی نیستند. اینگونه فقط خودمان را اذیت می‌کنیم و در بیرون اتفاق تازه‌ای رخ نمی‌دهد پس بهتر است درون ذهن‌مان را اصلاح کنیم.

پرامپت خلاصه کتاب

ما در عصری زندگی می‌کنیم که «دسترسی به اطلاعات» دیگر یک مزیت نیست؛ یک دردسر است. هر روز با انبوهی از کتاب‌ها، مقاله‌ها، پست‌ها و محتواهایی روبه‌رو هستیم که همگی ادعای مهم‌بودن، ضروری‌بودن و «باید بخوانی» دارند. اما واقعیت ساده است: نه زمانش را داریم و نه انرژی‌اش را.

از طرف دیگر، اگر صادقانه نگاه کنیم، بسیاری از کتاب‌ها — به‌ویژه در حوزه‌های توسعه فردی، مدیریت، خلاقیت و حتی علوم انسانی — یک ایده‌ی مرکزی یا چند نکته‌ی کلیدی بیشتر ندارند که در صدها صفحه بسط داده شده‌اند. ایده‌هایی که اگر درست و دقیق استخراج شوند، می‌توانند در چند صفحه یا حتی چند پاراگراف منتقل شوند.

آیا نوشتن برای خود، اتلاف وقت است؟

گاهی وسط نوشتن، آن هم بیشتر نوشتن‌هایی درباره خودمان شامل نوشتن درباره احساسات، عواطف، تجربیات و... ناگهان این فکر از جایی نامعلوم بالا می‌آید: «خب که چی؟ اصلاً این نوشتن‌ها چه فایده‌ای داره؟» نه مخاطبی هست که منتظر این متن باشد، نه پولی قرار است از دلش دربیاید، نه حتی تضمینی که بعداً دوباره به آن برگردم. فقط منم و یک فایل نیمه‌تمام، چند جمله‌ی ناتمام و این وسوسه‌ی قدیمی که می‌گوید: «اگر قرار نیست دیده شود، چرا نوشته شود؟»

یادداشت‌های مسعود شکری