اگر من مسئول انتخاب واحد بودم | تجربه ذهنی
«تجربه ذهنی» یعنی اینکه خودمان را در یک موقعیت فرضی قرار بدهیم و ببینیم چه تصمیمی میگرفتیم. این کار شبیه یک بازی فکری است، اما در واقع به ما کمک میکند زوایای پنهان زندگی و یادگیری را کشف کنیم. [برای مطالعه بیشتر تجربه های ذهنی را مطالعه کنید]
به مناسبت شروع اول مهر و آغاز سال تحصیلی، یک تجربه ذهنی جالب به ذهنم رسید: اگر شما مسئول انتخاب دروس دانشگاه، به خصوص دوره کارشناسی بودید، چه تغییراتی ایجاد میکردید؟
همهی ما از دوران دانشگاه، کلاسهایی را به خاطر داریم که تنها اجبار ما را پای درس نگاه میداشت. ساعتها سر کلاس نشستیم، جزوه نوشتیم، امتحان دادیم، نمره گرفتیم، اما هیچ ربطی به زندگیمان پیدا نکرد. حتی شاید حس کردیم وقتمان تلف شد.
یادم هست یکی از این درسها برای من «تحقیق در عملیات» بود. پر بود از محاسبات عجیب و غریب، جداول طولانی و فرمولهایی که بیشتر به معادلات موشکی شبیه بودند! بعد از یک ترم سخت، استاد آخر کلاس خیلی راحت گفت: «البته یک نرمافزار هست که همهی این کارها را انجام میدهد.» و یک جلسه نصفهنیمه نرمافزار را نشان داد که کسی چیزی از آن نفهمید. وقتی هم اعتراض کردیم، گفت: «من میخواستم شما با منطق این درس آشنا شوید.»
سؤال من همیشه این بود: آیا واقعاً راه بهتری برای آشنا کردن ما با منطق وجود نداشت؟ چرا یک ترم تمام وقت صرف چیزی شد که نرمافزار میتوانست در چند ثانیه حل کند؟
سؤال اصلی
اگر شما مسئول طراحی برنامه درسی بودید، چه درسهایی را به جای این واحدهای بیاثر قرار میدادید؟ هفت درسی که جای خالیشان را بین واحدهای درسی میبینید کداماند؟؟؟؟
برای خودم وقتی به این سؤال فکر کردم، به لیست زیر رسیدم
1. مهارتهای زندگی و تصمیمگیری واقعی – اینکه در موقعیتهای واقعی زندگی چه انتخابهایی داشته باشیم و پیامدهای آنها را بفهمیم.
2. سواد مالی شخصی – از مدیریت پول تو جیبی گرفته تا سرمایهگذاری، بیمه و پسانداز. چیزهایی که همهمان دیر یا زود با آن روبهرو میشویم.
3. تفکر انتقادی و خلاقیت – تمرینی برای پرسشگری، شک کردن، ایدهپردازی و ساختن راهحلهای نو.
4. مهارتهای ارتباطی و مذاکره – چیزی که در کار، زندگی، خانواده و حتی خرید روزمره هم به درد میخورد.
5. یادگیری ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی – از اکسل و ورد گرفته تا کار با ابزارهای هوشمند امروز. ابزاری که واقعاً کار و زندگی ما را سادهتر میکنند.
6. مدیریت زمان و انرژی – اینکه چطور از ۲۴ ساعت روز بهترین استفاده را ببریم، بدون اینکه خسته و فرسوده شویم.
7. کارگاه عادت سازی – چگونه عادت های خوب بسازیم و چگونه عادت های غلط زندگی مان را حذف کنیم؟ قدرت عادت را بشناسیم.
نوبت شماست...
این یک تجربه ذهنی ساده است، اما میتواند ذهن ما را حسابی به کار بیندازد.
شما هم فکر کنید:
کدام درسها در دانشگاه برایتان بیفایده بود و هیچوقت در زندگی به کارتان نیامد؟
و اگر اختیار داشتید، کدام درس ها را به جای آنها میگذاشتید تا امروز ازشان استفاده کنید؟
شاید همین تمرین ذهنی ساده، شروعی باشد برای بازنگری در اینکه «چه چیزی واقعاً ارزش یاد گرفتن دارد.»
سؤال اصلی
اگر شما مسئول طراحی برنامه درسی بودید، چه درسهایی را به جای این واحدهای بیاثر قرار میدادید؟ هفت درسی که جای خالیشان را بین واحدهای درسی میبینید کداماند؟؟؟؟

من توی درس مهارت های زندگی و یا کلا توی یه واحد مستقل مقرر میکردم که دانشجو ها کارهای روز مره که توی جامعه به عنوان کار زن یا کار مرد تعیین شده رو یاد بگیرن
مثل آشپزی. شستشو و لکه بری لباس ها. تعمیرات لوازم منزل و خیلی چیزای دیگه